نویسندگان

1 دانشیارعلوم سیاسی، دانشگاه بوعلی سینا، همدان، ایران.

2 دانشجوی کارشناسی ارشد اندیشه سیاسی در اسلام دانشگاه بوعلی سینا، همدان، ایران.

چکیده

شناخت و فهم جایگاه مشارکت اجتماعی ـ سیاسی افراد در جامعه اسلامی، یکی از حوزه‌های مطالعاتی مهم در بررسی اندیشه سیاسی در اسلام به شمار می‌رود. این شناخت عمدتاً از آنجایی اهمیت می‌یابد، که گفتمان علمی و سیاسی لیبرالیستی غرب، همواره بر تقابل اسلام و مردم‌سالاری و مشارکت سیاسی به عنوان یکی از نمودهای حاکمیت مردم تأکید می‌کند. بدین ترتیب، پرسش اصلی این مقاله آن است که که آیا فرهنگ سیاسی اسلام و به ویژه فقه سیاسی، تمهیدکننده زمینه‌های تصمیم برای انجام عمل و رفتار سیاسی است یا خود، مانعی در این راستا محسوب می‌گردد؟ و آیا جهت‌گیری فقه سیاسی نسبت به افراد، حالت مشارکت‌جویانه راپیشنهاد می‌دهد یا اهتمام بدان نشان نمی‌دهد؟ یافته‌های این نوشتار نشان می‌دهد که بر خلاف تصوری که مدعی است، اسلام و به ویژه مبانی فقهی آن، سازوکارهای جلب مشارکت اجتماعی ـ سیاسی افراد جامعه را فراهم نمی‌کند و حتی خود به مثابه مانعی در برابر آن قد عَلَم می‌کند، مبانی عمده فقهی در اسلام، بر پیش‌بینی مکانیسم‌های لازم در این خصوص برای جلب و جذب منطقی مشارکت آنان دلالت دارد. این مبانی هر یک به نحوی مستقیم یا غیرمستقیم راه را برای ظهور و بروز اَشکال مختلفی از مشارکت اجتماعی ـ سیاسی هموار می‌کند. به این ترتیب این مقاله بر آن است که تا ضمن تأکید بر نسبت نظری ـ فکری حق و تکلیف، نشان دهد که مشارکت سیاسی ـ اجتماعی مردم در منطق فکری ـ فقهی اسلام، نه تنها یک حق است، بلکه یک تکلیف نیز به شمار می‌رود. 

کلیدواژه‌ها

عنوان مقاله [English]

Analysis of jurisprudential Principles and Mechanisms of Political Participation in Islam

نویسندگان [English]

  • Seyyed Morteza Hazaveei 1
  • Seyyedeh Fatemeh Hosseini 2

1 Associate Professor of Political Science, Bu Ali Sina University, Hamadan, Iran.

2 M.Sc. Student of Political Thought in Islam, Bu Ali Sina University, Hamadan, Iran.

چکیده [English]

Any school which offers a proposal to save humanity owns a set of core values and presents collectively or individually some "dos and don'ts" and "mays and may nots" like freedom to live, establishing justice, and ideas such as these. Islam, as a human ideology rather than a collective one, is unique and not based on separation and division of humans, it is inborn, not utilitarian, and orients the dos and donts in respect of citizen and governor. Therefore, the author believes that one of the most important distinctive features of Islam from other schools is in governance models and moral citizenship since regulatory agencies cannot guarantee establishing Islamic ethics, rather authorities and citizens should respect values like God, justice, and other moralities. No judicial or civil law can successfully introduce complete discipline and prevent crime on the part of authorities through merely their rules and regulations, instead every single individual (governors and citizens), should supervise themselves in order to have a rightful and virtuous society. Here, Islam claims to seek the moral governance or righteous government/citizen in the society. On the contrary to other schools which are incapable in that, Islam claims to be capable and adroit enough to establish moral governance and reach the final aim of righteous government/citizen.

کلیدواژه‌ها [English]

  • righteous citizen
  • righteous governor
  • Moral Values
  • Islamic Thought
CAPTCHA Image